داستان غفلت با طعم عسل از کلیله و دمنه
سرنوشت هیزمشکنی است که بعد از سالها تلاش و کوشش بالاخره در مسیری قرار میگیرد که باید انتخاب کند و خواهیم دید که…
سرنوشت هیزمشکنی است که بعد از سالها تلاش و کوشش بالاخره در مسیری قرار میگیرد که باید انتخاب کند و خواهیم دید که…
فریب خوردن شتر سادهدل از حیوانات مکار دربار شیر و قربانی شدن او ، فرجام تلخ اعتماد به دوستان ناباب را رقم میزند…
اتحاد، همدلی و دوستی وفادارانه میان حیوانات مانع بزرگترین خطرها شده و نقشههای صیاد را ناکام میگذارد…
پسرم تو نقاشی هاش یه مرد غریبه رو میکشید وقتی ازش میپرسیدم …میگفت این همون عموعه هست که وقتی تو نیستی میاد خونمون و لوله هامون رو درست میکنه بعدم با مامان…
قبول کردم زنش بشم تا از زندانی که بابام برام ساخته بود نجات پیدا کنم و بتونم راحتتر برم پیش عشق سابقم … اما شوهر بیچارم خبر نداشت .
شبهای جنگ بودو شوهرم سر کار; اون شب شوهر همسایه تا صبح چندین بار به من تعرض کرد بعدم همنون جا رهام کرد و رفت….
پسر خان گفت اگه خوب به حرفام گوش بدی و با آرامش همراهم باشی قول میدم اذیت نشی نمیخواستم باهاش باشم اما…