داستان ترسناک شبزندهداری در قلمرو اجنه
شبزندهداری شوم چهار سرباز در پاسگاه نفرینشده قلعه جنی کیش، وقتی به کابوسی خونین تبدیل میشود که موجودات ماورایی و افسانههای زار، روح و جسم آنها را تسخیر میکنند.
شبزندهداری شوم چهار سرباز در پاسگاه نفرینشده قلعه جنی کیش، وقتی به کابوسی خونین تبدیل میشود که موجودات ماورایی و افسانههای زار، روح و جسم آنها را تسخیر میکنند.
پیدا شدن دفترچهای با دستخط ساناز اما مربوط به ۱۰ سال بعد، او را وارد بازی ترسناکی با همزادِ شومش پشت درِ مخفی خانه میکند!
سفر ساناز به خانهی مادری در همدان، با صداهای مرموز نیمهشب از اتاق قفلشدهی بالا شروع میشه؛ جایی که پیدا شدن یک دفترچه با دستخط خودش در آینده و روبرو شدن با همزادش در آینه، اونو وارد یه بازی مرگبار و کابوسوار میکنه که راه برگشتی براش نداره.
هرگز وارد بازی سایهها نشین و به نجواهای وسوسهانگیز گوش ندین. بعضی چیزا ارزششو نداره، حتی اگه به قیمت برآوردهشدن بزرگترین آرزوهاتون باشه. به من اعتماد کنین… خودم دیدم که پایان این مسیر چیزی جز تباهی نیست.
داستان ترسناک فرکانس نفرینشده دیگری هم که بشنوید، به شما یادآوری میکند که بعضی درها رو که باز کنی، دیگه هیچوقت بسته نمیشن!