افسانه قدیمی دختری به اسم رُزا

داستان از این قراره که یه دختر وقتی می‌خندیده از لباش گل رز می‌شکفته و موقع گریه کردن به جای اشک، مروارید از چشاش می‌باریده! اما یه ندیمه‌ی بدجنس و فریب‌کار گولش می‌زنه، چشماش رو کور می‌کنه و زندگی‌اش رو به هم می‌ریزه؛ با این حال، راز مرموز مرگ یه گوزن طلایی ورق رو برمی‌گردونه و این دختر دوباره به زندگی برمی‌گرده!

ادامه مطلب